تبليغاتX
یک دختر تنها

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت 23:59  توسط secret| 

تمام احساسم مال توست.

میدانی بهترین عطرهایم از نفس تو ساخته می شود

و زیباترین آسمان فقط در نگاه تو جلوه می کند؟

من برای لبخندت دلتنگم

و برای تمام حرفهایت کاغذی از جنس خاطره تدارک دیده ام.

صدای تو ترنم باران است.

هرگز از تو خسته نشده ام

و جز برای تو زندگی نکرده ام

تو می روی و شاید به من نیندیشی

ولی هر تپش قلبم به یاد توست.

+ نوشته شده در  86/11/25ساعت 10:25  توسط secret| 

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود

تو در كنار من بشيني محال بود

هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود

چشمان مهربان تو پاك و زلال بود

پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري

با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود

نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود

سيب درخت بي ثمر آرزوي من

يك عمر مانده بود ولي كال كال بود

گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت

گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود

يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چيزي شبيه جام بلور دلي غريب

حالا شكست واي صداي وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خيال تو بودم حلال بود

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 16:8  توسط secret| 

از تو برای همیشه رنگی تازه یافته ام

رنگ زلال دوستی که ره توشه ی تنهایی من است

چگونه وصف صفای وجودت را بنگارم

آهنگ تنهایی من نوای تو را می جوید

و دل سردم به گرمای لطف تو طراوت میابد

من گرفتار جذبه ی جذاب توام

دستان خواهش مرا دریاب ای درمان همه بیقراریهایم.

+ نوشته شده در  86/11/21ساعت 13:11  توسط secret| 

غنچه قرمز اندوه را نجوا می کند                                                                                    

و غنچه سپید محبت را زمزمه می کند

و من نیز پاک ترین سخاوت ها را

برایت ارزانی می دارم...

the red bud wispers of passion

and the white bud murmer fondess

i send the purest of gene rosity to you

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 16:23  توسط secret| 

شبی از پشت شیشه غمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستوجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید با حسرت جدا کردم.

+ نوشته شده در  86/11/19ساعت 13:3  توسط secret|